ویژه شهادت حضرت زهرا (س)

انسان كامل، مخصوصاً فاطمه زهرا - سلام الله علیها - هم، وقتی هویت آن حضرت را ارزیابی می‌كنیم، می‌بینیم در همین مثلث خلاصه می‌شود: او از زمین برنخاست [بلكه] از آسمان نازل شد و تقریباً همسفر قرآن كریم بود تا قرآن، آیاتش، سورش نازل می‌شد، او هم روزانه متكامل می‌شد، ترقی می‌كرد و تا قرآن به پایان رسید، عمر این بی‌بی هم به پایان رسید و برای ابد ماند.

 

آیه الله جوادی آملی

 

وجود مبارک صدیقه کبرا فاطمه زهرا (سلام الله علیها) سیره و سنتی دارد که معرف هویت اوست؛ چون این ذات پر برکت همانند سایر ذوات قدسی همتای قرآن کریم‌اند و قرآن کریم عباراتی دارد، اشاراتی دارد، لطایفی دارد، و حقایقی؛ چه اینکه از امام حسین (علیه‌السلام) و امام صادق (سلام‌الله‌علیه) رسیده است که قرآن به چهار بخش تقسیم می‌شود، چهار درجه دارد: یک درجه‌‌اش برای توده مردم است به نام عبارات قرآن؛ برتر از آن اشارات قرآن است و والاتر از آن لطایف قرآن است و قله قرآن حقایق قرآن است که مخصوص انبیاست. صدیقه کبرا هم که از ذوات قدسی عترت (علیهم‌الصلاة و علیهم‌السلام)اند، سیره و سنتی دارد که بخشی جزء عبارات آن سیره است، توده مردم از آن بهره می‌برند؛ بخشی مربوط به اشارات سیره آن حضرت است که خواص استفاده می‌کنند و بخشی مربوط به لطایف سیره و سنت آن حضرت است که أخص بهره می‌برند و بخشی مربوط به حقایق فاطمیه است که أنبیا استفاده می‌کنند و دیگران طرفی نمی‌بندند؛ بحث درباره آن حضرت در حقیقت همانند بحث درباره قرآن کریم است.

 

صدیقه طاهره و اهل بیت عصمت (علیهم‌السلام) ریسمان آویختة الهی

 

قرآن کریم که حبل خداست، طناب ناگسستنی الهی است، این حبل و طناب را خدا نازل کرده است، لکن انزال قرآن همانند انزال باران نیست. این حبل را خدای سبحان نازل کرد یعنی آویخت؛ نه انداخت. آن طوری که قرآن نازل شده است باران نازل نمی‌شود و آن طوری که باران نازل می‌شود قرآن نازل نشده است. نازل کردن باران یعنی انداختن این قطره‌ها روی زمین. نازل کردن قرآن یعنی آویختن این طناب از بالا به زمین؛ چون قرآن حبل خداست و خدا این طناب را آویخت؛ نه انداخت، لذا از عبارات تا اشارات و لطایف و حقایق درجات این حبل است و هر کسی به اندازه علم و عملش می‌تواند در خدمت طناب الهی باشد. اهل بیت (علیهم‌السلام) و صدیقه کبرا (صلوات‌الله‌علیها) اینها حبل‌الله‌اند، حبل متین‌اند و حبل متین را خدا آویخت؛ نه انداخت؛ چون آویخت نه انداخت؛ رهبری قلوب اینها به دست خدای سبحان است اینها جزء اولیای الهی‌اند. به انسان کاملی می‌گویند «ولی الله» که در بخش علم و عمل بدون واسطه از ذات اقدس الهی فیض بگیرد. در ولی او باشد، در جِوار او باشد، موالات داشتن متوالی بودن یعنی فاصله برقرار نشدن. چنین انسانی می‌شود ولی خدا که از ولی و جِوار فیض الهی طرفی می‌بندد. در همان حدیث معروف ثقلین ذات اقدس الهی فرمود: این طناب «طرف بید الله تعالی»؛ یک طرف این طناب یعنی قرآن به دست خداست؛ طرف دیگرش در دست شماست. پس مطلب دوم این شد که این بانو مانند سایر ائمه معصوم (علیهم‌السلام) حبل متین خدایند و این طناب را خدا آویخت؛ نه انداخت و یک طرفش به دست خداست؛ طرف دیگرش به دست مردم است، در دسترس مردم است.

 

 

سیره و شخصیت حضرت زهرا(س) در کلام آیت‌الله العظمی مظاهری

 

 

شخصیت اخروی حضرت زهرا«س»

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در روایتی می فرمایند: در قیامت، فاطمه از صراط عبور کرده، وارد بهشت می‌شود و رشته‌های چادر او بر روی صراط باقی می‌ماند که یک سوی آن به دست زهرا و سوی دیگرش در عرصه قیامت است. در این هنگام منادی پروردگار به خلائق که از اولین تا آخرین آنان بر صراط گرد آمده‌اند، ندا‌می دهد:

 

«یَا أَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَةَ تَعَلَّقُوا بِأَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ»

 

ای دوست‌داران فاطمه! به رشته‌های چادر او در آویزید.

 

با این فرمان، جمع کثیری از آفریدگان که در شمار محبِّین حضرت زهرا سلام الله علیها هستند، با تمسّک به رشته‌های چادر آن حضرت، داخل بهشت می‌شوند.

 

بر اساس این روایت نورانی، در روز قیامت حضرت زهرا سلام الله علیها چادری دارند که رشته‌های مختلف دارد و بهشتی‌ها باید هرکدامشان به یکی از این رشته‌ها چنگ بزنند و به بهشت بروند.

 

چادر یا پوشش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها در این روایت، کنایه از شخصیت آن بانوی گرامی در قیامت است. اساساً قرآن کریم چادر را نشانه شخصیت زنان می‌داند. چنان‌که می‌فرماید:

 

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِسَاء الْمُۆْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُۆْذَیْنَ»

 

این آیه شریفه می‌فرماید: یا رسول الله به همه زن‌ها بگو چادر سر کنند و با چادر رو بگیرند، برای این‌که علامت شخصیت زن، چادر او است. لذا چادری که در این روایت آمده، علامت شخصیّت است.

 

بنابراین معنای حقیقی روایت این است که حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها در قیامت، شخصیت ممتازی دارند و علاوه بر شخصیت حسبی و شخصیت نسبی، از شخصیت دینی خاصّی برخوردارند و  هرکه در این دنیا با شخصیّت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها تناسب داشته باشد، تجسّم عملش در قیامت این‌ است که به شخصیت ایشان چنگ می‌زند و به دنبال ایشان به بهشت می‌رود.

 

تمسّک به فضائل حضرت زهرا«س»، عامل رستگاری در آخرت

 

مراد از رشته‌های چادر نیز که در روایت آمده است، صفات نیکو و فضائل پسندیده حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها می‌باشد. ایمان، علم، زهد، سخاوت و ایثار، از جمله فضائل و خصائل نیکوی آن حضرت است. هرکس در دنیا صفات و خصائل حسنه بانوی دو عالم را برگزیند و به آن عمل نماید، در قیامت به واسطه همان صفت، رستگار شده و وارد بهشت می‌گردد.

 

 به بیان دیگر، این روایت شریف به ما می‌فهماند کسانی که در دنیا از حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها سرمشق گرفته و شخصیت دینی و اجتماعی خود را به شخصیّت آن بانوی دو عالم شبیه سازند، در قیامت به واسطه شفاعت حضرت زهرای اطهر سلام‌الله‌علیها به بهشت خواهند رفت.

 

در این جلسه به چند نمونه از فضائل و وی ‍ ژگی‌های حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که لازم است سرمشق همگان باشد، اشاره می‌شود. هرچند شخصیت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را با این بحث كوتاه نمی‌‌‌توان معرفی كرد و در این جلسه، صرفاً قطره‌ای از دریای فضائل آن  صدیقه شهیده، بیان می‌شود.

 

حجاب و عفاف

 

اگر خانم‌ها طالب بهشت باشند، باید از نظر حجاب و عفاف، با حضرت زهرای مرضیّه تناسب داشته باشند. مردها نیز اگر بخواهند به بهشت بروند، باید غیرت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را سرمشق خویش قرار دهند.

 

بنابر تصریح قرآن‏ کریم، شخصیّت اجتماعی خانم‌ها با چادر سر کردن هویدا می‌شود. به عبارت روشن‌تر علامت عفّت و شخصیّت زنان، چادر است. ولی متأسّفانه جامعه امروزی، چادر را از دست داده است و این خسارت بزرگی است.

درباره فاطمه زهرا - سلام الله علیها - از دو محور باید سخن گفت: یك محور، مربوط به تحقیقات علمی است كه برای ما ثمره علمی دارد و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه مسائل اخلاقی، فقهی، حقوقی ما، هم هست. محور دوم، آن بخشی است كه مستقیماً به ما مربوط است. ما باید تأسی كنیم، او را اسوه قرار بدهیم، الگو بدانیم، پیروی كنیم و مانند آن.

 گزیده ای از سخنان آیت الله جوادی آملی در سالروز شهادت آن حضرت با عنوان «ابعاد علمی و عملی شخصیت حضرت فاطمه زهرا – سلام‌ الله‌ علیها -» را به محضر علاقمندان تقدیم می‌کنیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت صدیقه‌ كبرا فاطمه زهرا - صلوات الله علیها - را به پیشگاه بقیة الله - ارواح من سواه فداه - تعزیت عرض می‌كنیم و از ذات اقدس الهی مسئلت می‌كنیم.

درباره فاطمه زهرا - سلام الله علیها - از دو محور باید سخن گفت: یك محور، مربوط به تحقیقات علمی است كه برای ما ثمره علمی دارد و نتیجه اعتقادی دارد و پشتوانه مسائل اخلاقی، فقهی، حقوقی ما، هم هست. محور دوم، آن بخشی است كه مستقیماً به ما مربوط است. ما باید تأسی كنیم، او را اسوه قرار بدهیم، الگو بدانیم، پیروی كنیم و مانند آن.

آن بخشی كه مربوط به مسائل اعتقادی است و ثمره علمی دارد بررسی مقام منیع آن بانو - سلام الله علیها - است كه او همتای قرآن كریم است، همتای نبوت است، همتای رسالت است، همتای ولایت است؛ چیزی از ولی الله مطلق كم ندارد، اینها یك نورند و مانند آن. این گونه از مباحث به هر نتیجه‌ای كه منتهی بشود برای ما ثمره اعتقادی دارد، ثمره علمی دارد، اما نتیجه عملی ندارد؛ زیرا ما نه آن توان را داریم كه آن حضرت را در ولایت مطلقه [و] همتایی قرآن، الگو قرار بدهیم؛ نه چنین مأموریتی داریم. بخش دوم مربوط به سیره و سنت آن حضرت است كه ما هم موظفیم بررسی كنیم و هم مأموریم پیروی كنیم.

 

فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) همتای قرآن در مقام حدوث و بقاء

آن بخشِ اول به طور اجمال اینجا مطرح می‌شود؛ نه به طور تفصیل، برای اینكه پشتوانه علمی بخش دوم خواهد بود. سرّ اینكه این بانو - سلام الله علیها - حجت بر ائمه - علیهم السلام - است و اگر علی‌ بن‌ ابی‌طالب - سلام الله علیه - نبود، احدی همتای آن حضرت نبود «آدم و من دونه» [1] این است كه او [فاطمه]، مثل خود قرآن كریم در مقام حدوث و بقاء شكل گرفت؛ قرآن از زمین برنخاست (از فكر كسی تدوین نشد، هیچ عالِم بشری این قرآن را تدوین و تنظیم نكرد. سورش، آیاتش، معارفش [و] مفاهیمش را بررسی و انشا نكرد) مستقیماً از جهان غیب نازل شد و در طی 23 سال ماند و برای ابد جای خود را تثبیت كرد. این سه كار را قرآن كرد: یعنی از زمین برنخاست [بلكه] از آسمان نازل شد اولاً، و نزولش هم 23 سال طول كشید ثانیاً، و ماند كه برای ابد بماند ثالثاً. این طور نیست كه – معاذ‌الله - قابل زوال باشد، از بین رفتنی باشد: «لا یَأْتیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ» [2] . انسان كامل، مخصوصاً فاطمه زهرا - سلام الله علیها - هم، وقتی هویت آن حضرت را ارزیابی می‌كنیم، می‌بینیم در همین مثلث خلاصه می‌شود: او از زمین برنخاست [بلكه] از آسمان نازل شد و تقریباً همسفر قرآن كریم بود تا قرآن، آیاتش، سورش نازل می‌شد، او هم روزانه متكامل می‌شد، ترقی می‌كرد و تا قرآن به پایان رسید، عمر این بی‌بی هم به پایان رسید و برای ابد ماند؛ گرچه «إِنَّكَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَیِّتُونَ» [3] شاملِ همه انسانها هست. آن مثلث درباره قرآن روشن است؛ همه ما می‌دانیم كه این كتابی است از ذات اقدس الهی نشأت گرفته [و] هیچ فكری او را تدوین نكرده [است] از آسمان غیب نازل شده، 23 سال به تدریج این كتاب نازل شده؛ بعد از اینكه «الیَوْمَ أَكْمَلْتُ» [4] و سایر آیات نازل شد، این كتاب، نه یك كلمه كم نه یك كلمه زیاد، «الی یوم القیامة» ماندنی است. پس، از آسمان نازل شد، از غیب نازل شد اولاً، در طی 23 سال به تدریج متكامل شد ثانیاً. تا به «الیَوْمَ أَكْمَلْتُ» و مانند آن رسید و ماند برای ابد ثالثاً. جریان فاطمه زهرا - صلوات الله و سلامه علیها - هم همین طور است.

انسان كامل، مخصوصاً فاطمه زهرا - سلام الله علیها - هم، وقتی هویت آن حضرت را ارزیابی می‌كنیم، می‌بینیم در همین مثلث خلاصه می‌شود: او از زمین برنخاست [بلكه] از آسمان نازل شد و تقریباً همسفر قرآن كریم بود تا قرآن، آیاتش، سورش نازل می‌شد، او هم روزانه متكامل می‌شد، ترقی می‌كرد و تا قرآن به پایان رسید، عمر این بی‌بی هم به پایان رسید و برای ابد ماند

طلیعه آسمانی پیدایش حضرت فاطمه زهرا – سلام‌الله‌علیها -

وقتی وجود مبارك پیغمبر - علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء - به مقام شامخ نبوت بار یافتند [و] به معراج رسیدند، در معراج غذایی میل كردند. وقتی از معراج نازل شدند، به زمین آمدند، دیگر تماسی نداشتند، مگر اینكه آن غذا به صورت نطفه در بیاید آن میوه آسمانی و غیبی و بهشتی. آن میوه غیبی و بهشتی، وقتی در صلب مطهر رسول اكرم - صلّی الله علیه وآله وسلّم - به صورت نطفه فاطمه - سلام الله علیها - درآمد در قرار مكین خدیجه - سلام الله علیها - مستقر شد؛ پس وجود مبارك این بانو نظیر افراد دیگر (نظیر مردها یا زنهای عادی نیست) كه نطفه آنها محصول آب و غذا و میوه زمین باشد [و] از زمین برخاسته باشد. همان طوری كه قرآن، نظیر كتابهای بشری نیست كه محصول فكر بشر باشد، نطفه وجود مبارك فاطمه - سلام الله علیها - هم محصول آن میوه غیب است (میوه بهشت است)، از زمین برنخاست؛ منتها این چند سالی كه طول كشید تا این نطفه مستقر بشود، این مقدمه انعقاد نطفه است. باید وحی نازل بشود، باید پیامبر به آن مقام وحی‌یابی برسد، باید آن انقطاع وحی به عنوان آزمون فرا برسد، باید نوبت معراج فرا برسد، باید پیغمبر به معراج برود، باید در معراج آن میوه بهشتی را میل كند، بعد، آن، نطفه بشود تا بشود فاطمه. وقتی هم كه از معراج آمدند یك سال یا كم‌تر طول كشید تا وجود مبارك فاطمه - سلام الله علیها - متكونه بشود. این طلیعه پیدایش و تجلی آن بانو در عالم طبیعت است.

پانوشت‌ها:

[1] اصول كافی، ج1، ص461؛ عن یونس بن ظبیان عن ابی عبدالله - علیه السلام - قال: سمعته یقول: «لولا أنّ الله تبارك و تعالی خلق أمیرالمۆمنین – علیه‌ السلام - لفاطمة ما كان لها كفۆ علی ظهر الأرض من آدم و من دونه».

[2] سوره فصلت، آیه 42.

[3] سوره زمر، آیه 30.

[4] سوره مائده، آیه 3.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ويژگي‏هاي خانه فاطمه عليها السلام

نگاه ديگري که به اين خانه مي‏افکنيم، حيرتمان بيشتر مي‏شود، نه فرش قابل ذکري دارد و نه وسائل گران قيمت. اشتباه نشود، خيال نکنيد که علي عليه السلام فقير بود، بلکه..

اينک نيم نگاهي به وسائل اين خانه - که در حقيقت همان جهيزيه حضرت فاطمه عليها السلام بود و در آن چند سال هيچ به آن اضافه نگشته بود - خواهيم داشت. در اين خانه دو قبر مجهول و گمشده و يک محراب قرار دارد. قبر اول، قبر پنجمين فرزند علي و فاطمه(ع) است و گويا در پاي در خانه دفن گرديد.

در مدينه منوره، شهر پيامبر، تنها يک خانه بود که رسول الله صلي الله عليه و آله به آن عشق مي‏ورزيد و اهلش را به شدت دوست مي‏داشت. در و ديوار و فضاي اين خانه از معنويت و نورانيتي خاص، حکايت داشت. اين خانه روز و شب محل نزول و عروج فرشتگان الهي بود.پيامبر صلي الله عليه و آله‏آن قدر به اين خانه احترام مي‏گذاشت که بدون اجازه وارد آن نمي‏گرديد، هر صبح و شام به آن جا مي‏رفت و پس از کوبيدن در آن، با صداي بلند بر اهلش سلام مي‏داد.هنگام خارج شدن از شهر، آخرين نقطه توقفش درمدينه‏بود وپس از مراجعت، اول به سراغ همان خانه‏مي‏رفت.آن خانه، خانه فاطمه عليها السلام بود که اين نوشتار کوتاه به وصف آن خواهد پرداخت.

ويژگي‏هاي خانه فاطمه عليها السلام

1- موقعيت جغرافيايي:

اين خانه در طرف شرق مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله، هم رديف ديگر حجره‏هاي رسول الله صلي الله عليه و آله و در وسط آن‏ها قرار داشت. به گفته نويسنده مدينه شناسي: «با توجه به ديگر گفته‏هاي ثبت‏شده، مسلم است که خانه فاطمه عليها السلام بين مربع قبر و ستون تهجد بوده است.» (1) مردي به عبد الله بن عمر گفت: درباره علي بن ابي طالب عليهما السلام برايم سخن بگو.

عبد الله گفت: اگر مي‏خواهي بداني که مقام و منزلت علي عليه السلام نزد رسول الله صلي الله عليه و آله چه اندازه بود، پس نظر کن به خانه‏اش نسبت‏به خانه‏هاي پيامبر صلي الله عليه و آله، سپس با دست خود به خانه علي و فاطمه عليهما السلام اشاره کرد و گفت: اين خانه اوست که در وسط خانه‏هاي پيامبر خدا صلي الله عليه و آله قرار گرفته است. (2)

2- مساحت‏خانه فاطمه عليها السلام

بتنوني در الرحلة الحجازية مي‏نويسد: «طول خانه فاطمه عليها السلام از طرف جنوب 5/14، از طرف شمال 14 متر و از طرف شرق و غرب 5/7 متر مي‏باشد.» (3)

3- اهدايي خدا و رسول

پيامبر بزرگوار صلي الله عليه و آله از همان ابتداي ورود به مدينه در فکر احداث چنين حجره‏اي براي حضرت فاطمه عليها السلام بود. بدين جهت زماني که حجره‏هايي را در طرف شرق مسجد براي همسران خود احداث کرد، براي فاطمه عليها السلام اين حجره را ساخت.

ام سلمه در روايتي که درباره عروسي حضرت فاطمه عليها السلام است مي‏گويد: «... آن گاه پيامبر صلي الله عليه و آله دختر خود، فاطمه عليها السلام و همچنين علي عليه السلام را پيش خود خواند و دست علي عليه السلام را در دست راست و دست فاطمه عليها السلام را در دست چپ گرفت و به سينه خود گذارد و ميان دو چشم آن دو را بوسه زد. آن گاه به علي عليه السلام فرمود: علي جان! خوب همسري داري و به فاطمه عليها السلام فرمود اي فاطمه! تو هم خوب همسري داري. سپس از جاي برخاسته و پيشاپيش آن دو راه افتاد تا اين که آن دو را به خانه‏اي که از پيش براي آن‏ها ساخته بود، وارد کرد.

سپس هنگام خروج از خانه، در حالي که دستگيره در را گرفته بود، فرمود:

«طهرکماالله و طهر نسلکم...» خداوند شما و نسلتان را پاک گرداند.» (4)

4- راهي به بيرون جز از مسجد نداشت

از ديگر ويژگي‏هاي اين خانه اين بود که هيچ گونه راهي به بيرون جز از طريق مسجد نداشت. بدون شک در اين کار عنايتي بود. شايد راز اين عمل براي مسلمانان آشکار نگرديد.

سيد محمد باقر نجفي مي‏نويسد: «همگي مورخان اذعان دارند که خانه علي در ديگري جز آنچه که به سوي مسجد باز مي‏شد، نداشت.» (5)

5- خانه رفيع و پر نور

از ديگر ويژگي‏هاي اين خانه اين است که همانند ديگر مساجد و خانه‏هاي پيامبران، از نورانيت و جلال و شکوه خاصي برخوردار و از خانه‏هايي بود که قرآن مجيد درباره آن‏ها فرمود:

«في بيوت اذن الله ان ترفع و يذکر فيهااسمه»(6): در خانه‏هايي که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آن‏ها رفعت‏يابد و نامش در آن‏ها ياد شود.

در روايتي که در ذيل آيه فوق آمده است، انس از بريده نقل مي‏کند: «هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله اين آيه را تلاوت مي‏کرد، مردي از جاي برخاست و گفت: مقصود از اين خانه‏ها کدام خانه‏هاست؟

پيامبر فرمود: خانه‏هاي پيامبران. ابوبکر گفت: يا رسول الله! هذا البيت منها و اشار الي بيت علي و فاطمه عليهما السلام. قال نعم و افضلها; در حالي که با دست‏خود به خانه علي و فاطمه عليهما السلام اشاره مي‏کرد گفت: آيا اين خانه از جمله آن خانه‏ها است؟ حضرت فرمود: آري. بلکه افضل از همه آن‏ها است.» (7)

6- محل نماز و عبادت پيامبر صلي الله عليه و آله

خانه فاطمه عليها السلام استراحت‏گاه موقت پيامبر صلي الله عليه و آله هنگام ديدار از يگانه گهرش بوده، جاي جاي اين خانه قدمگاه، محل نشستن، محل نماز و عبادت و سجده‏گاه وجود مقدس نبي اکرم صلي الله عليه و آله بود.

حضرت علي عليه السلام فرمود: «روزي پيامبر صلي الله عليه و آله به ديدار ما آمد، ما نيز حريره‏اي (8) برايش آماده کرديم و ام ايمن هم ظرفي از ماست، کره و مقداري خرما به ما هديه کرد. پيامبر صلي الله عليه و آله از جاي برخاست، وضو ساخت، به سوي قبله ايستاد و مدتي دعا کرد. آن گاه با چشماني پر از اشک، سر به سجده گذارد.

هيبت و عظمت پيامبر صلي الله عليه و آله مانع شد که علت گريه‏اش را بپرسيم. فرزندم حسن، از جاي جست و گفت: پدر جان! کارهايي را ديدم انجام دادي که پيش از اين انجام نداده بودي. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: فرزندم من امروز با ديدن شما آن قدر خوشحال شدم که پيش از اين، چنين شادماني به من دست نداده بود. اينک جبرئيل آمد و به من خبر داد که همه شما کشته خواهيد شد و محل دفن شما هم دور از يکديگر خواهد بود.

با شنيدن اين خبر براي شما دعا کردم. امام حسين عليه السلام عرض کرد: اي رسول خدا! با اين وصف که قبرهاي ما از هم جدا مي‏باشد، پس چه کسي به زيارت قبور ما مي‏آيد؟

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: گروهي از امتم که کمک و صله مرا دوست مي‏دارند. پس در روز قيامت‏به زيارت اين دسته خواهم رفت و بازوانشان را گرفته و آن‏ها را از گرفتاري‏ها و سختي‏هاي روز قيامت نجات خواهم داد.» (9)

7- زادگاه امام حسن و امام حسين عليهما السلام

ترديدي نيست که زادگاه امام حسن، امام حسين، زينب کبري و ام کلثوم عليهم السلام در اين خانه است اما نسبت ‏به ساير امامان عليهم السلام بعيد به نظر مي‏رسد که زادگاهشان در خانه حضرت فاطمه عليها السلام بوده باشد، زيرا در زمان عبد الملک بن مروان که حسن بن حسن عليهما السلام در آن جا س ت داشت، او را از خانه حضرت فاطمه عليها السلام بيرون نمودند و خانه را به بهانه توسعه مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله، ويران کردند. (10)

همچنين بعيد است که امام زين العابدين عليه السلام هم در آن جا ديده به جهان گشوده باشد، زيرا آن حضرت در سال 38 ه. ق. به دنيا آمد و پدرش امام حسين عليه السلام، در آن سال همراه حضرت علي عليه السلام در کوفه بود. بنابراين به نظر مي‏رسد که امام سجاد عليه السلام در کوفه به دنيا آمده باشد اما چنين سخني را کسي نگفته است.

بنابراين احتمال‏ها که حضرت امام سجاد عليه السلام در سال 34، 35 يا 36 ه. ق. به دنيا آمده باشد، مي‏توان گفت‏ حضرت در مدينه به دنيا آمده اما باز هم بعيد است که در خانه حضرت فاطمه عليه السلام بوده باشد، زيرا امام حسين عليه السلام در آن وقت در خانه حضرت فاطمه عليه السلام زندگي نمي‏کرد.

8- محل رفت وآمد فرشتگان

امام باقر عليه السلام فرمود: «خانه علي عليه السلام و فاطمه عليها السلام بخشي از هجره پيامبر صلي الله عليه و آله است و سقف آن خانه، عرش پروردگار مي‏باشد. محل فرود وحي و رفت و آمد فرشتگاني است که هر صبح و شام و هر ساعت و لحظه، با آوردن پيام در حال آمد و شد هستند. آن جا خانه‏اي است که هرگز رفت و آمد فرشتگان در آن، پاياني ندارد. گروهي فرود مي‏آيند و گروه ديگر بالا مي‏روند. پروردگار عالميان پرده را از آسمان‏ها براي حضرت ابراهيم عليه السلام کنار زد و به نور باصره‏اش قوت بخشيد، تا نگاهش به عرش افتاد. همچنين خداوند به ديد چشم محمد، علي، فاطمه، حسن، حسين عليهم السلام قدرت بيش‏تري داد; و آن‏ها عرش پروردگار را از خانه‏هاي خود مي‏ديدند و هرگز سقفي براي خانه‏هايشان جز عرش پروردگار نمي‏ديدند... . (11)

آري بسياري از آيات الهي به وسيله، امين وحي در همين خانه بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل گشت. جريان حديث کسا و آمدن جبرئيل نيز در همين خانه بود. (12)

9- سلام پيامبر صلي الله عليه و آله بر اهل خانه

پس از آن که آيه «وامر اهلک بالصلاة واصطبر عليها» (13) بر پيامبر صلي الله عليه و آله نازل گشت، آن حضرت چهل روز (14) ، شش ماه (15) ، هشت ماه (16) يا نه ماه (17) در هر صبح و شام به سوي خانه حضرت فاطمه مي‏رفت و دستگيره در خانه را مي‏گرفت و پس از سلام بر اهل آن خانه، به دستور آيه عمل مي‏نمود و مي‏فرمود: «الصلاة يرحمکم الله (18) » و سپس اين آيه را تلاوت مي‏فرمود: «انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا. (19) »

ابو الحمراء مي‏گويد: «چهل روز پيامبر صلي الله عليه و آله را ديدم که هر روز صبح به طرف در خانه علي و فاطمه مي‏آمد و دستگيره در را مي‏گرفت و مي‏فرمود: «السلام عليکم اهل البيت و رحمة الله و برکاته. الصلاة يرحمکم الله. انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا.» (20) »

قندوزي حنفي پس از ذکر اين حديث مي‏گويد: «اين حديث از 300 نفر از صحابه و ياران پيامبر روايت‏شده است.» (21)

10- بسته شدن در خانه‏ها جز در خانه حضرت فاطمه عليها السلام

ياران رسول خدا آن گاه که مي‏بينند در خانه علي عليه السلام و فاطمه عليها السلام به مسجد باز مي‏شود، هر يک از خانه خود دري به مسجد باز مي‏کنند. ديري نگذشت که فرمان رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد که تمام درها بايد بسته شود جز در خانه علي عليه السلام. موج اعتراض بالا گرفت اما پيامبر صلي الله عليه و آله قاطعانه بر موضوع پافشاري کرد و تمام درها، حتي پنجره‏ها را، جز در خانه علي عليه السلام بست.

زيد بن ارقم مي‏گويد: «برخي از ياران از حضرت خواستند که اجازه دهد، درها همچنان باز بماند. پيامبر صلي الله عليه و آله از جاي برخاست و پس از حمد و ثناي الهي فرمود:

به من دستور داده شد که تمام درها، جز در خانه علي عليه السلام را ببندم. حال مي‏بينم که برخي از شما سخن گفته‏ايد اما اين را بدانيد که سوگند به خدا! اين من نبودم که در خانه‏اي را بسته يا باز کرده باشم، بلکه دستوري بود که من از آن پيروي کردم.» (22)

حديث‏ياد شده از احاديث مسلم شيعه و سني است و تاکنون کسي بر صحت آن اشکال نگرفته جز ابن الجوزي که آن را در رديف احاديث موضوعه و ساخته رافضي‏ها خوانده است اما «ابن حجر عسقلاني‏» در کتاب «فتح الباري در شرح صحيح بخاري‏» در رد گفته ابن الجوزي اظهار مي‏دارد:

«اخطا في ذلک شنيعا فانه سلک في ذلک رد الاحاديث الصحيحة بتوهمه المعارضة; وي خطاي زشتي را در اين کتاب مرتکب شده است، زيرا به بهانه تعارض، بسياري از احاديث صحيح را رد کرده است.» (23)

11- احترام ويژه امامان

گرچه در زمان معصومين عليهم السلام به ويژه از اواخر زمان امام سجاد عليه السلام به بعد، خانه حضرت فاطمه عليها السلام را به بهانه توسعه مسجد ويران کردند، اما جايگاه خانه معلوم و مشخص بود و مردم بدون هيچ تقيه‏اي، نسبت‏به خانه حضرت فاطمه عليها السلام احترام ويژه‏اي قائل بودند.

امام جواد عليه السلام هر روز مقارن اذان ظهر، نخست‏به زيارت رسول الله صلي الله عليه و آله مي‏رفت، سپس به طرف خانه حضرت فاطمه عليها السلام مي‏رفت و کفش‏هاي خود را بيرون مي‏آورد و وارد خانه حضرت فاطمه مي‏گشت و در آن جا نماز مي‏گذارد. (24)

نگاهي ديگر

نگاه ديگري که به اين خانه مي‏افکنيم، حيرتمان بيشتر مي‏شود. چرا که در اين خانه هرگز از زخارف دنيا و تجمل‏گرايي چيزي يافت نمي‏شود، خانه‏اي بسيار ساده، نه فرش قابل ذکري دارد و نه وسائل گران قيمت. اشتباه نشود، خيال نکنيد که حضرت علي عليه السلام فقير بود و تهي‏دست، آورده‏اند که از دسترنج‏خود هزار بنده را آزاد کرد، بلکه اين خانواده نمي‏خواستند غير از زندگي زاهدانه راه ديگري را در پيش گيرند، بدين جهت آنچه داشتند يا وقف فقرا و تهيدستان مي‏کردند يا به ديگران مي‏دادند و خود در نهايت‏ساده زيستي زندگي مي‏کردند. (25)

اينک نيم نگاهي به وسائل اين خانه - که در حقيقت همان جهيزيه حضرت فاطمه عليها السلام بود و در آن چند سال هيچ به آن اضافه نگشته بود - خواهيم داشت.

در اين خانه علاوه بر چوبي که حضرت علي عليه السلام به دو طرف اطاق جهت آويزان کردن لباس نصب کرده بود، يک پوست گوسفند که در کف اطاق انداخته، يک بالش که داخلش را از ليف خرما پر کرده بود چيز ديگري جز جهيزيه حضرت فاطمه عليها السلام نبود و ريز آن به قرار زير است:

1- يک قواره پيراهن به قيمت هشت درهم;

2- يک عدد روسري بزرگ به قيمت چهار درهم;

3- يک حوله سياه خيبري;

4- يک تخت‏خواب که با برگ درخت‏خرما بافته شده بود;

5- دو عدد تشک کتاني از کتان‏هاي مصر که در درون يکي از آن‏ها ليف خرما و ديگري از پشم گوسفند پر شده بود;

6- چهار عدد بالش از پوست ميش مکه که از گياه خوشبويي به نام اذخر پر شده بود;

7- يک تخته پرده پشمي;

8- يک قطعه حصير;

9- يک عدد دست آس;

10- يک طشت مسي براي شستن لباس;

11- يک عدد مشک چرمي براي آبکشي;

12- يک باديه بزرگ براي دوشيدن شير;

13- يک ظرف چرمي براي آب;

14- يک آفتابه گلي لعابي شده;

15- يک سبوي گلي سبز;

16- دو عدد کوزه سفالين;

17- يک قطعه پوست چرمي براي فرش;

18- يک چادر از پارچه‏هاي بافت قطر. (26)

سرنوشت‏خانه فاطمه عليها السلام

متاسفانه، اين خانه و ساکنانش پس از رحلت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله، مورد بي‏مهري امت قرار گرفت و دست‏خوش حوادث ناگواري شد.

خانه‏اي که در و ديوارش بوي رسول الله صلي الله عليه و آله از آن به مشام مي‏رسيد و زمين و محرابش يادآور سجده‏هاي طولاني يگانه يادگار پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بود نه تنها فقط در آن خانه را بستند و بر خلاف سفارش آن حضرت مردم را از فيض برکات آن خانه و اهلش محروم ساختند، بلکه براي بيعت گرفتن از علي عليه السلام مورد هجوم ناجوانمردانه عده‏اي کينه‏توز و فرصت‏طلب قرار گرفت و سرانجام در زمان عبد الملک بن مروان، به بهانه توسعه مسجد، ساکنان آن را بيرون کردند و خانه را ويران ساختند.

تعجب اين جا است که آن‏ها با مشاهده آن همه عطوفت و مهرورزي‏ها و احترام فوق العاده پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت‏به اهل بيت‏خود به ويژه نسبت‏به فاطمه عليها السلام چگونه مردان کينه‏توز و فرصت‏طلب را جهت‏بيعت گرفتن از علي عليه السلام روانه خانه فاطمه عليها السلام ساختند. آنان مگر حضرت فاطمه عليها السلام را نمي‏شناختند که با بردن آتش (27) هم در خانه را سوزاندند (28) و شکستند (29) ، هم پهلو (30) و حرمت صاحب خانه را. (31)

در اين خانه که آن را هاله‏اي از غم و مظلوميت فرا گرفته، دو قبر مجهول و گمشده ويک محراب قرار دارد.قبر اول، قبرمحسن پنجمين فرزند حضرت علي و فاطمه عليهما السلام است وگويا درپاي در خانه دفن گرديد. قبر دوم‏احتمالا قبر فاطمه عليها السلام ويک محراب که براي همگان قابل رؤيت است وروزي اين محراب محل نماز، سجده ودعاي حضرت فاطمه زهرا عليها السلام‏بود.

جاي بسي تعجب است که آن خانه‏اي که در زمان عبد الملک بن مروان به بهانه توسعه مسجد پيامبر خراب مي‏شود، امروزه در محاصره نرده‏هاي آهنين قرار گرفته است.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

پي‏نوشت‏ها:

1) مدينه‏شناسي، ص 73.

2) سفينة البحار، ج 1، ص 115.

3) الرحلة الحجازية، ص 327.

4) مناقب خوارزمي، ص 247.

5) مدينه‏شناسي، ص 119 و فرات کوفي، ص 125.

6) نور/36.

7) سفينة البحار، ج 1، ص 114 و مجمع البحرين، ص 138.

8) غذايي است که با آرد و شير يا روغن مي‏پزند. فرهنگ جديد، ص 91.

9) بشارة المصطفي، ص 195; عوالم العلوم و المعارف، ج 7، ص 123 و کامل الزيارة، ص 58.

10) سفينة البحار، ج 1، ص 115.

11) همان.

12) سند حديث‏شريف کساء، ص 6.

13) طه / 132.

14) امالي طوسي، ص 251.

15) سير اعلام النبلاء، ج 2، ص 434.

16) بحارالانوار، ج 43، ص 53.

17) ينابيع المودة، ص 174 و مناقب خوارزمي، ص 23.

18) امالي طوسي، ص 251.

19) بحارالانوار، ج 43، ص 53.

20) ينابيع المودة، ص 174.

21) همان.

22) ذخائر العقبي، ص 77.

23) مدينه‏شناسي، ص 117.

24) سفينة البحار، ج 2، ص 375.

25) همان، ص 54.

26) زندگاني حضرت فاطمه، ص 56.

27) العقد الفريد، ج 5، ص 13 و الامامة و السياسة، ص 20.

28) اثبات الوصية، ص 124.

29) تفسير عياشي، ج 2، ص 67.

30) اثبات الوصية، ص 124.

31) بحارالانوار، ج 53، ص 14.

گالری

سامانه پیام کوتاه هیئت

 10001001000313
 
پست الکترونیکی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 

پرداخت بانكي

 شماره کارت بانک مهر ایران: 3438 3431 7310 6063

بانک سپه بیرجند(شعبه سجادشهر ) : 10016
 
شماره حساب بانك مهر ایران: 10010016